![]() |
![]() |
|
| خود را نگاهدار که افگار می شوی--هر جا هزار خار نگهدار یک گل است |
|
سلام دوستان!...اين هم يك غزل تازه...
ديدم كه آمدي و كسي مهربان نبود باران اگرچه مست تر از پیش مي وزيد با اين همه جدا ز همه ميتوان گريست ديگر حساب «تشله» و... اي واي كودكي! آمد نشست...آه تو برپا شدن گرفت ديدم كه چشم هاي ترا از خودت گرفت گم بود هر چه بود و نبودت مقابلش 0 ديدم به هوش آمدي و حرف ميزني |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 7:39 بعد از ظهر توسط سهراب "سیرت " |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سهراب سیرت...
|
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 خرداد 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 |
|
RSS
|