تبليغاتX
خار های حسود -
خود را نگاهدار که افگار می شوی--هر جا هزار خار نگهدار یک گل است
سلام عزیزان! غزلی بعد از خارهای حسود تقدیم تان!

 

تا کی  دلم  رفیق خزانبرگها شود
از دست بی توجه یی ات زیر پا شود

من بودم آن درخت بر و برگ ریخته
آنرا که گفته بودی اش از بن جدا شود

من بودم آن پرنده که با سنگ ها زدی
گفتی که خاک بر سر این زاغ ها شود

اینقدر خرده بر من جانداده ات نگیر
معذور باشد آنکه به تو مبتلا شود

تنهاستم برابر زیبایی ات مگر
یار کسی که یار ندارد خدا شود

یکروز میرسم به تو حتا اگر هزار-
دیوار چین میان من و تو بنا شود

دنیا! در این معامله دستت خلاص تا...
ما از هم ایم هر رقمی بین ما شود

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 6:53 بعد از ظهر  توسط سهراب "سیرت " |